امنیت ,احساس امنیتیهویی به سرم زد برم سراغ امنیت احساسی یا Emotional Security

حالا که مقاله هاشو میخونم، میبینم چقدر شبیه این جمله هاییه که قبلا تو تنهایی واسه خودم مینوشتم. خودِ آرمانی مو مشخص میکردم:

جلف نباش.
با وقار باش.
مهربونی از صورتت بباره.
و مغرور باش...

 

این جمله ها همیشه حس خوبی بهم میده. همیشه خودمو اینجوری دوست دارم ببینم. اینا یه جورایی همون احساس امنیته. احساس امنیت داشتن از لحاظ روانی یکی از بزرگترین نعمتای الهیه. من ندارمش. عدم احساس امنیت به طور کلی باعث خجالت یا عصبانیت میشه. یکی از دلایلش میتونه این باشه که یه جای عزت نفس طرف میلنگه. تهش آدم میره به سمت تنهایی...

بعضی از فلاسفه میگن راهش اینه که آدم واسه خودش هدف یا چشم‌انداز داشته باشه. جوری که اعمال دیگرانی که اطرافشن زیاد آشفته ش نکنه. راه خودشو بره تا برسه به هدف... منبع: ویکی پدیا :)

به هر حال، دعا کنید برسم به احساس اطمینان :)

ممنون

منبع اصلی مطلب : خودم. منِ واقعی
برچسب ها : امنیت ,احساس امنیت
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : احساس امنیت